Ooma
پرسش (1405/06/31):

بنظرتون بچه دوم آوردن الان اشتباهه؟

سلام دوستان ، دخترمن ۱۵ ماهشه مدتیه واقعا دلم میخواد دوباره بچه دار بشیم و دوتایی باهم بزرگ شن و ...ولی خب بیشتر از شرایط میترسم که دوباره ج.نگ نشه و وضع اقتصادی و .... اینکه دخترم خیلی کوچیکه و... بنظرتون سخت میشه اونایی که تجربه دارید

درود گلم
من تجربه بچه دوم ندارم ولی این ماه ۲ هفته عقب انداختم اولش خیلی استرس داشتم و همه ش فکر میکردم وای دخترم کوچیکه، جنگه، اوضاع اقتصادی خرابه، خودم دست تنهام
ولی روزی که رفتم جواب آزمایش رو بدم ته دلم دوست داشتم مثبت باشه
گفتم خدایا هرچی خیر هست اتفاق بیوفته ولی فکر کردم دیدم واقعا چقدر خوب میشه اگه باردار باشم. هنوز توی حال و هوای بچه داری هستم دوتایی باهم بزرگ میشن
خدا نخواست و قسمت نشد، جواب منفی شد روز بعدش هم پریود شدم
ولی خواستم بگم گاهی آدم از اتفاق نیوفتاده کلی ترس داره و همه ش مه اگه فلان بشه اگه ببهمان بشه ولی وقتی اتفاق میوفته میفهمه چقدر به موقع
*همه ش میگه
من تصمیم گرفتم با همسرم صحبت کنم و برای بچه دوم اقدام کنیم. اگرچه من اولی هم با آی وی اف دارم ولی هرچی خواست خدا باشه
الهی ایشالله که هرچی میخوای همون بشع .
حقیقتش منم دل تو دلم نیست
فقط ترس دارم
منم تو حال و هوای بچه داریم
فقط اینکه اینجا دست تنهام
زیادم با خانواده همسرم اوکی نیستم سبک تربیتیشون و نمی‌پسندم بخاطر همون فاصله گرفتم و دخترمم خودم تنها بزرگ میکنم
اینم یه مسئله س
با یه بچه بالاخره از پسش براومدم
دوتا بچه رو نمیدونم ....
سلام بنظرم بیار
ممنون عزیزم
شرایط زندگی ها با هم متفاوت هست، ولی بدون هیچ پیش زمینه منفی بشین فکر کن ببین میتونی سختی ها رو تحمل کنی! همسرت چقدر همراهیت میکنه، حداقل ها رو میتونی واس بچه هات تامین کنی چه از نظر محبت و مسائل تربیتی چه از نظر رفاه و مسائل اقتصادی
اگه فکر‌ میکنی میتونی به نظرم برای دومی اقدام کنید
یک سری شرایط با اومدن بچه دوم فرق میکنه مسئولیت هات ۲ یا حتی ۳ برابر میشه، وقت آزاد خودت خیلی خیلی کمتر میشه، اوقات تنهایی با همسرت هم همینطور
اگه شرایطش رو داری حتما بیار چون باهم همبازی میشن و تو لذت میبری و حتما اگه کمک داری
من الان یه پسر دو سال و سه ماهه دارم و دخترم هم سه ماه و نیمشه. دو سال اختلاف دارن
ببین من تهران زندگی میکنم و خانواده ام پیشم نیستن و انصافا خیلی سخته هندل کردن این دو تا. بخصوص اون اوایل که پسرم معلوم بود ناراحت و قهره. حتی نزدیک خواهرش نمیشد ولی انگار هرچی میگذره رابطه اشون قشنگتر میشه و نگاه هاشون بهم معنی دار و لذت بخش میشه.
ولی از طرفی استرس آینده اشون و گرونی و تحریم و نبودن دارو و این چیزا هم هست
من از نظر توان جسمی و روحی الان در مرز فروپاشی هستم 🤣 ولی واقعا فکر میکنم برای آوردن بچه دوم الان بهترین زمان برای من باشه چون به هر حال الان با شرایط کنار اومدم ولی اگه خیلی از اومدن اولی بگذره و بخوام دوباره دومی رو باردار بشم فکر نمی‌کنم بتونم دوباره این سختی ها رو تحمل کنم
من با اختلاف سنی ۴ سال ونیم دوتا بچه دارم برگردم عقب نمیذارم اینقد فاصله داشته باشه یا همون تا کوچیکه یکی دیگه بیار یا دیگه بالای ده سال شد یکی بیار که بچع اول اسیب نبینه من دخترم خیلی اذیت میشه چون هنوز نکن و کار اشتباخ و قانون پذیری زیاد بلد نیست تازه تو سن یادگیری فک کن بچه دومم بیاد خیلی اذیت شدم هم خودم هم بچه اولم هم کوچیکه چون ممکنه یه دفعه اسیبی ب کوچیکه وارد یشه
چقدر خوبه که هنوز انرژی شو دارید و تو حال و هوای بچه داری هستید 😃
علاوه بر شرایط کشور به زندگی خودت هم بستگی داره ، هنوز جنگ روی بعضی از مشاغل تاثیر خودشو نشون نداده ، ولی خیلیا هم تاثیر منفی جنگو دارن با پوست و گوشت و استخون احساس میکنن
من تنها مسئله م از نظر مالی هستش که با همسرم باید صحبت کنم اگه اون بگه‌ مشکلی نیست حتما اقدام میکنم
بچه های منم ۳ سال اختلاف دارن
من بوشهر ساکنم و خانوادم شیراز
اینجا هیچ کسی رو نداریم
دست تنهام خیلی سخته خیلیا
ولی میاد میگذره ، هر چی سنشون نزدیکتر بهتر
اون دوستمون دریا درست میگه، الآن ک تو حال و هوای بچه داری هستی بیاری بهتره
هر چی خیره ان شاالله
من پشت سر هم دارم اولش خیلی سخت بود ولی الان بعد از نزدیک 3ونیم سال خیلی خوبه باهم بازی میکنن و وابسته هم هستن خداروشکر البته دعوا و جیغ هم کم ندارن ولی بیشتر باهم دوستن
تقریبا یه سال و نیم اولش خیلی سخته تا بچه دوم بتونه بفهمه بازی چیه و یذره زبون یاد بگیره خیلی عذاب اوره ولی میارزه
من که تجربه ندارم تازه اولی تو راهه ولی شرایط هر چی باشه تصمیم دارم اگه خدا بخواد خیلی زود بعد از زایمان مثلا دو سال بعد دوباره اقدام کنم
بچه های تنها خیلی سخت بزرگ میشن ولی اونایی که همبازی و خواهر برادر دارن بچه های زرنگ تر و دقیق تری میشن تجربه ی کاریم اینو بهم ثابت کرده
شما هم اگه شرایط داری به نظرم درنگ نکن
سلام عزیزم
منم تجربه هیچکدوم ندارم ن اولی ن دومی
ولی از اونجاییکه خودم خواهر و برادر دارم و خیلی دوسشون دارم کنارشون ارومم خوشحالم، دلم نمیخواد هیچ بچه ای تنها بمونه☺️ انشالله بتونی بهترین تصمیم رو بگیری و هروقت ک خواستی خدا بهت نینی ناز بده👍🏻😍
سلام اتفاقا منم خیلی دلم ی دختر میخواد ولی از شرایط میترسم.امروز‌ رفتم بهداشت میگفت چرا بچه نمیاری گفتم دلم میخواد ولی ترس دارم همین ی بچه ام که دارم با ترس بزرگ میکنم تو این شرایط .چند بار خواستم قرص اسید فولیک بگیرم مصرف کنم بعد بزارم باردار بشم ولی باز پشیمون شدم.حتی ماه قبل عقب انداخته بودم هم خوشحال بودم هم ناراحت .که اخرش هم پریود شدم.واقعا ادم میترسه تو این شرایط بزاره ی بچه دیگه بیاد
انشاالله شما هم تجربه اش رو پیدا میکنی .
سلام فاطمه جان خوبی سلامتی گل دخترت خوبه
نمیدونم منو یادت هست یا نه دوران بارداری تو یه تاپیک بودیم
منم خداخواسته باردار شدم. فعلا قصدش رو نداشتم اما خب خواست خدا بود اول که فهمیدم واقعا از ته دل گریع کردم و بیشتر فکر پیش دخترم بود که کوچکه ولی هی که بیشتر میگذره مخصوصا حالا که تکون هاشو متوجه شدم واقعا خداروشکر میکنم که این هدیه رو بهمون داده. قطعا شرایط سخت هست هم از نظر مالی هم کمکی نداشتن هم شرایط کشور. ولی خب وقتی خدا داده قطعا خودش بیشتر مراقبش هست. به نظرم اگر اوکی هستید و مشکلی ندارید اقدام کن منم دست تنهام و خانوادم شهر دیگه ای هستن، ولی خب دخترم خداروشکر شیطون نیست انشالا که همینجور اروم بمونه تا داداشش هم بزرگتر بشه و هم بازی بشن
انشالا شما هم بهترین تصمیم رو بگیرید و هر چی خیره همون براتون رقم بخوره عزیزم ❤️🫂
سلام عزیزم
یه کمی بزرگ کردنشون باهم سخته ولی خوبه هم بازی اند باهم سرگرمن.
اتفاقا بچه ها باهم بزرگ بشن بهتره ممکنه یه کم سخت باشه ولی بعدش باهم بزرگ میشن آدم راحت میشه
دخترم یک سال و 9 ماهش بود باردار شدم.
از پوشک هم نگرفته بودم دخترمو
دست تنها سخته یکم🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️
ولی اگه میخوای الان که دخترت کوچیکه بهترین زمانه
بچه اول که بزرگتر میشه یکم سخت میشه
سلام عزیزم بشین به شرایط الان نگاه کن از لحاظ مالی جسمی و روحی
اینکه تا ۹ ماه دیگه چی میشه رو واقعاً کسی نمیدونه
من اول برداریم همه چیز اکی بود ولی آخر بارداری از لحاظ مالی و روحی کلی بهم ریختم و خیلی سختم بود و شرایط زندگیمون کلی عوض شد
سلام عزیزم من فاصله بچه هام دقیقا ۶ ساله و از این فاصله خیلی راضیم، دختر بزرگم عاشق دختر کوچیکمه و خیلیم بنده خدا کمکمه، من کلا با فاصله سنی کم مخالفم و تجربه اطرافیانم رو هم دیدم که فاصله سنی کم چقدر به مادر فشار میاره،بالاخره هرکسی یه نظر و توانی داره،
سلام عزیزم الهی شکر چقد خوشحال شدم انشالله تنش سلامت باشه
من تصمیم داشتم دوسالگی بچه اولم دومی رو به دنیا بیارم
اما بعد دنیا اومدن دخترم دیدم چقدر امادگیشو ندارم و دخترمم خیلی روحیه حساس و وابسته ای داشت
فکر کردم اگه زودتر هم خودم اذیت میشم هم دخترم
الان که باردارم قشنگ متوجه میشم که چقدر دخترم فهمیده تر هستش و دیگه مطمعنم اذیتم نمیکنه چون. دیگه درکش بالاست
دومی که دنیا بیاد اولی ۴ سال و ۲ ماهشه
قربان شما
دقیقا من بغل جنگ بود 😑
هنوز ترسش تو جونمه
ولی از بچگی عاشق بچه بودم
الانم دخترمو نکاه میکنم میگم چی میشه اینا دوتا باشن میدونی رویا پردازی میکنم😑🤣❤️
اره متوجهم
انشالله جفتشونو خدابرات نگه دارع
میدونین دختر من وقتی یکی بودنی سرگرمه فازش کلا خوبه وقتی خونه تنهاییم چسبیده ب من و واقعا یاد بچگی خودم میفتم که تا ۱۰ سالگی تک فرزند بودم و چقد اذییت بودم از تنهایی
دلم میخواد دخترمم خواهری برادری (ناگفته نماند که بیشتر دوست دارم برادر باشه اگه خدا بخواد)باهم بزرگ بشن و سختی بچه کوچیک داشتن یکباره باشع
اره حقیقتا همسرمنم یکم استرس شرایط مالی و داره چون به شدت گرونیه و هررووووز افزایش قیمت
اره اخه میدونی
جوونیمون داره میره
هیشکی ام از فردا خبرنداره چقد صبر کنیم...
ممنون عزیرم سلامت باشی
واقعا من تو جنگ همیشه به شوهرم میگفتم من از مردن نمیترسم اگع ما تو جنگ کشته بشیم بچه مون بدون ما چیکار میکنه.برا همین میترسم بارداریشم وگرنه هم خودم هم همسرم هر دو بچه می‌خوایم ولی از این شرایط می‌ترسیم
سلام فاطمه خوبی؟
من پیامت دیدم گفتم زودتر به دادت برسم 😁
من با اینکه کمکی دارم پوستم کنده شده بنظرم من اشتباهه صبر کن بچت بزرگتر بشه حداقل از پوشک بگیری بعد
وای دختر منم اینطوری بودم دیگه من افسردگی شدید گرفتم سر جنگ و استرساش و بعد زایمانم کرده بودم ...نمیدونم
حیا ندارم ک
آره اینم فکر خوبیه
فدات عزیزم خودت خوبی
خدا حفظشون کنه و بهت صبر بده
خیلی بی حیام من یادم رفته سختیامو دوباره فیلم یاد هندستون کرده
قربونت عزیزم
از همون اول حاملگی سختیش شروع میشه حالت تهوع که داری هی بالا میاری بعد بی حال میشی میخوای یکم دراز بکشی نمیتونی از اونطرف باید به بچه کوچیکت برسی بعدشم که سنگین میشی بدتر میشه اوضاع
تا به زایمان و....
بستگی ب خودت و شرایطت داره
ولی مادرچندتا بچه بودن هزچقدرم بگن خوبه و.‌ فلان، پارگی داره فراواااان.
اگه تحمل داری ک بیار
بنظر من حداقل 5سال فاصله بده بچه های من 2سال و9ماه فاصله دارن خیلیییی سخته یعنی دیگ خودتو باید فراموش کنی انقد خسته میشم
سلام جنگ و وضعیت اقتصادی و.....میگذره، همواره بزرگ کردن بچه سخت بوده نظر من را بخوای تایم بارداری تو از دست نده
نمی خواهم بترسونمت اصلا هم نمی‌دونم چند سالته و وضعیت آت به چه شکل الهی هر موقع اقدام کردی خواست خدا باهات همراه باشه و سریع باردار شی .
منتها عزیزم تا توان داری بیاری بهتره ، من الان دارم دکتر میروم آنقدر شرایط های سخت میبینم ک خدا می‌دونه ...‌.
از نظر روانشناسی هم قبل سه سالگی بچه دوم دنیا بیاد از نظر بعضی اساتید خیلی خوبه .
باز هر طور صلاحه موفق باشی عزیزم
الهی سلامت باشی و تندرست مامان جان .
منتها این ترس فقط ی فکر غیر منطقی تو شرایط دیگه هم ممکنه که پدر و مادر یا فرزند به هر دلیلی فوت کنند .
بنظرم با یک روانشناس صحبت کنی حالت بهتر میشه .
جنگ هست ولی خدا هم هست خدا خودش مراقب تک تک مونه .نگران نباش
والا میخوام تا قبل ۳۰ بیارم ۲۷ سالمه
ولی خب شرایط بدجور ترسوندتم
والا چی بگم منم همنظرم با شما میترسم بعدا پشیمون شم از تصمیمم
ارع حالا فکرمیکردم که یدفعه پاره شم تموم شه
اره واقعا خیلی بده.اتشالله که هرچی زود تر سایه جنگ از کشورمون برداشته بشه.
شماهم انشالله ارامش کامل نصیب زندگیتون بشه🌹
بله درسته ممکنه تو شرایط عادی هم این اتفاق بی افته مثلا تصادف کنه ولی اون موقع ادم بهش فکر نمیکنه ولی تو جنگ ادم هر لحظه مرگ رو میبینه ی بار تو عید نزدیک خونه ما رو زدن که بیشتر شیشه های خونه هامون ریخت اما ما اون شب خونه نبودیم رفته بودیم خونه مادرم که یکم دور تره.هرکس که برام از صداش و ریختن شیشه ها میگفت یعنی من اگه اون شب خونه خودمون بودم قشنگ سکته رو زده بودم.خیلی شب بدی بود.
تو شرایط ادی اصلا ادم به مرگ فکر نمیکنه.
حتی اون شب کنار در ورودی ما ترک برداشته بود.
من دوتا خواهر دارم که جفتشون نذاشتن بعد بچه اول بچه دوم بیاد الان دیگه نمیشن هرکاری میکنن و به من میگن اینکارو نکن بذار بعدی زود بیاد ولی من میترسم حقیقت هم از نظر پول و هم از نظر روحی واقعا نمیتونم انقدر این حاملگیم سخت برام گذشت و بعدش هم بچه داری یه پرسه سخته که بایدکمکی داشته باشی من کسی کمکم نیس خودمم نمیتونم پس دیگه همین یکی برام بمونه انشالله دیگه نمیخوام ولی خب شوهرم مدام بچه بچه میکنه حتی الان نقشه کشیده کاری کنه زود بشه من نمیذارم
آره هشیار تریم ب مرگ ‌. منتها احتمال تغییر نمیکنه
منم حال شما را دارم حتی از نظر بدنی منقبض میشم و رگ بدنم میگیرن
ولی خب مشخص نیست تاکی ادامه داره ....
درسته تغییر نمیکنه ولی من تا قبل جنگ اصلا به مردن فکر نمیکردم همیشه می‌گفتم پسرم رفت مدرسه میزارم یکی دیگه گیرم بیاد ولی الان میگم نه.تو این شرایط
اگه خودت دوس داری از امروز زودتر 😀
تا بچت کوچیکه بیار
دوتا بچه واقعا خیلی خیلی سخته مخصوصا اگه کمکی نداشته باشی هرچقد بزرگتر بشن سختیشم با بچه ها بزرگ میشه
مخصوصا اگه بارداری سختی داشته باشی به ایناهم فکر کن
به نظرم بزار دخترت یکم بزرگ بشه حدقل دستشویی مستقل برن حدقل غذا بتونه خودش بخوره حدقل انقد نیاز به بغل و بلند کردن مدام نداشته باشه
من با اینکه دخترم خیلی عاقله و دیگه بزرگه ولی واقعا سخته خیلی خیلی سخت پسرم که نگم هر لحظه یه جارو اباد میکنه بارداری ویار وحشتناک و افتضاح که نمیتونستم حتی یه غذا بپزم یا بچمو نگه دارم پوستم کنده شد تا نه ماه گذشت هیچ هیچ کمکیم نداشتم هیچکس که یه لقمه نون دست خودم یا بچم بده (از خانواده خودم دورم)
میبینی ب چ وضعی افتادیم از حق طبیعی زندگیمونم محرومیم
من ۵ روز زایمان کرده بودم چندمتر اونطرف تر زدن و شیشه هامون شکست و پنجره ای ک زیرش دخترم و گذاشته بودیمم شکست و من نفهمیدم با شکم پاره و ...چطوری برداشتمش فرار کردم بیرون باورت میشه یادم نمیاد؟؟؟ من تا قبل اون دولا دولا میرفتم تا دستشویی نمیدونم چطوری نوزاد و برداشتم فرار کردم
خلاصه جریانی بود
الان فکرمیکنم اگه دوتا باشن من چطوری جفتشونو بغل کنم فرار کنم بیرون 😐😬
تنها کمکیم شوهرم بود که بنده خدا با من و حاملگیم دوبار زایید😐🗿
والا خواهر شرایط چشممون خیلی ترسونده
چی بگم
اصلا غم گرفت منو
شرایط که واقعا بده
حق داری
اره منم دورم
بارداریم خیلی راحت بود ۳ ماه اول سخت بود
ولی خب معلوم نی دومی ام راحت باشه
میگفتم تااین کوچیکه چیزی نمیفهمه بیاد ک باهم بزرگ شن و ی چندسالی و خودم تحت فشار باشم بعد تموم شه
الان همین فسقلی نمیدونی کل کابینتارو خالی میکنه میاره وسط پذیرایی
گرونی جنگ ی روز بشقاب پرنده دیده میشه ی روز فلان میشه نمیدونیم ک چند چندیم
واقعا.میفهمم چی میگید . انشاالله که خیلی زود تموم بشه این روز ها و دیگع اصلا اسم‌ جنگ تو کشورمون نباشه.
من که بعد از ۲سال فکر کردن دومی رو باردارشدم شانس کجم روزی که فهمیدم باردارم جنگ شد تورم گرونی مسائل اقتصادی ..
الانم فقط استرس دارم دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم🥲میترسم نمیدونم چی پیش میاد همش اخبار منفی ...ولی بچت شدیدا کوچیکه اصلا فکر خوبی نیست بذار مستقل بشه از پوشک بگیری خوابش تنظیم شه بعد.. مثلا ۳یا۴سال تفاوت سنی عالیه ..ولی تو این سن واقعا سخته شما هنوز راه سختی برا این یکی در پیش داری ..۳سالگی بچت اقدام کن که تا ۴سالش شد دومی داشته باشی اینطوری اونم مستقل شده
انشالله هر تصمیمی میگیرید به صلاح خودتون و خانوادتون باشه
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه