Ooma
پرسش (1405/05/31):

مامان مهربون اگه می‌تونستی برگردی به دوران بارداریت چه کارهایی رو انجام نمیدادی

و چه کارهایی رو انجام می‌دادی
از تجربیات خوب و بدت بگو
برای من که مامان اولی هستم و دوماهمه🥲

و اینکه از ماه چندم به خانواده ها و فامیلاتون گفتید که باردار هستید؟! من فعلا فقط مامانم می‌دونه
من دوست داشتم بعد از nt اعلام کنم ، ولی به مامانا زودتر گفتم که مراقبم باشن یه وقت کاری پیش میاد در جریان باشند .
و مامانا هم طاقت نیاوردن و یکی یکی به همه گفتن تا قبل nt 😁 البته اشکالی هم نداره
مبارک. باشه عزیزم
تا میتونی استراحت کن بخواب.
چون بعد بچه از استراحت خبری نیس
من اگه برمیگشتم هر ماه میرفتم اتلیه از خودم عکس میگرفتم یا توی خونه با یه لباس خاص عکس میگرفتم
این صورت و هیکل دیگه تکرار نمیشه
من برای خورن غذا و میوه استرس داشتم نمیدونسم چی بده چی خوبه
رفتم پیش کارشناس تغذیه و غذاهای مجاز و دمنوش های مجاز رو پرسیدم و کلا خودم رو از اون چیز های که استرس دارن و عصبیم میکنن دور کردم
اگه میتونی پیاده روی بکن اگه کم تحرک داشته باشی ماه های آخر اذیت میشی
همه کارایی که انجام دادم درست بود
فقط ریلکس باش و لذت ببر
هر چقدر دلت میخواد بخواب و استراحت کن
حتما از خودت عکس بگیر خونه یا اتلیه فرقی نداره
و اینکه حتما درباره اینکه چجوری شیر بدی اروغ بگیری و رفلاکس و کولیک چیه و چجوری بچه اروم میشه اطلاعات کسب کن واقعا خیلی خوبه ادم از قبل بدونه با چی قراره روبرو بشه و بتونه کنترلش کنه
من بالافاصله بعد مثبت شدن به مامانم گفت بهشون گفتم تا nt به کسی چیزی نگن اونا هم نگفتن
در کل به نظر من اصلا نیاز نیست جز خانواده کسی بدونه
میدونی لزومی نداره واقعا ،
کمتر میخوردم که حالا درگیر لاغر شدن نباشم. 😉
سلام عزیزم منم اصلا له هیچ کس نگفتم فقط خودم و شوهرم میدونستیم و به نظرم تا انومالی نباید کسی بدونه البته من آن تی دادم بعدش به خانواده خودمم گفتم تازه بعد انومالی به بقیه گفتم چون خیلی پیگیر بودن هی احوال اینکه باردار هستم یا نه رو میپرسیدن دیگه گفتم الانم کچلم کردن ک کی میاد دنیا میگم کاش اصلا نمیگفتم 😂😂چون شکمم زیاد نداشتم متوجه نمیشدن
توی بارداری سعی کن از شیرینی های مصنوعی کم ترین استفاده رو بکنی چون واقعا وقتی وزنت بره بالا در ماه آخر واقعا اذیت کننده هست
من بارداری قبلم فقط مامانم وخواهرم میدونستن باردارم بقیه هم ۲۰ هفته اعلام کردم
من از همه ی کارایی که تو بارداری کردم راضیم فقط اگه برگردم عقب به خاطر ان تی انقد خودمو عذاب نمیدادم و گریه نمیکردم. فقط اینو بگم هر سنو و آزمایشی که میدی تا مشخص شدن 100 درصدی نتیجه ذره ای فکر بد نکن و بیخیال باش.
من تو دوماهگی به مادرم گفتم و سپردم به کسی نگه و چون خیلی اهل رفت و آمد نیستم کسی اصلا نفهمید. قایم نکردم ولی گفتم هرکی خودش فهمید من نمیخوام زنگ بزنم بگم. این شد که همه اقوام همسر ازم طلبکار شدن و جشن سیسمونی نیومدن😂.منظورم از همه فامیلای درجه دو هستن. چون مادرشوهرم فوت کردن و خواهرشوهرم از همون لحظه ای که فهمید حتی یکبارم نگفت چرا نگفتی و خوشحال بود.
تا جایی که میتونی میوه های متنوع و چهار مغز بخور . من این کارو کردم و نتیجه شو واقعا دیدم.
توی شهر ما کلا مخصوصا فامیلای شوهرم اینطورین ک تا لحظه آخر میگن کاش بچه پسر باشه🥲یعنی واسه ما فرقی نداره حتی یک درصد
ولی کلا اینا اینطورن
مخصوصا یکی از خواهرشوهرام؛ جاریم که پارسال حامله بود بچش دختر بود فک کن تا ماه آخر هم حتی ولش نمیکردن میگفتن ما فک میکنیم پسره حتما سونوگرافی اشتباه کرده و..... میرفتن رو اعصابش همه جوره😣😣
واسه همین مسائل گفتم نگم تا بعد از nt والا اگه دست من بود نمیزاشتم تا موقع آنومالی بعد بفهمن ولی خب شوهرم نهایت تا یکی دوماه دیگه صبر کنه بعد میگه چون میریم شهرمون میفهمن
چیزای کنسروی اصلا نخور
ی چیز دیگه نمک را همین حالا حذف کن. من نکردم ماه‌های آخر ورم کرده بودم
بعد اینکه قلبش تشکیل شد ما گفتیم.قبل اون فقط مامان من میدونست
اشتباه کردم الکی استرس داشتم انقدر خودمو اذیت کردم همینکه حتما میرفتم عکس بارداری میگرفتم وفقط به فکر ارامش خودم. بچم بودم نه اینهمه استرس الکی
سلام چه سؤال جالبی! به شوهرم فردای آزمایش با یه باکس کادو که توش جوراب و بی‌بی چک بودم، گفتم، به مامانمم دو سه روز بعدش همین طور گفتم و از واکنش جفتشون فیلم گرفتم چون خیلی برام مهم بود.😍 به بابام اینا و مادر شوهرم اینا بعد از سونو قلب گفتم، اطرافیان هم کم کم از ده، یازده هفته متوجه شدن.
تجربیات خوبم: استرس نداشتم، هیچی از بچه برام مهمتر نبود، کلی باهاش حرف می‌زدم، از لحظه‌های خاص فیلم و عکس گرفتم، سبک غذاییمون سالم بود، جایی میرفتیم، مواظب بود و کار نمی‌کردم. البته که بقیه هم اجازه نمی‌دادند.
چیزایی که کاش انجام میدادم: برای تربیت فرزند اون تایم بیشتر کتاب می‌خوندم، میدونستم چقدر دوستش دارم و چیزاشو با ذوق بیشتر از این می‌خریدم، فیلم بیشتر می‌گرفتم.😂، ماه‌ آخر چیزایی که رو وزن خودم خیلی تأثیر نذاره اما مقوی باشه، بیشتر می‌خوردم.
ای جانم عزیزم از چند ماهگی توی شکمت باهاش حرف میزدی
حاملگی اولم رعایت نکردم از ریخت افتادم حاملگی دومم خیلی حواسم جمعه و الان خداروشکر خوبم خیلی خیلی مراقب وزنت باش و قند مصنوعی و فست فود رو حذف کن پیاده روی و یوگا کن آرایش کن به خودت برس ..
و بعد از ان تی اعلام کن
توی شهر ما کلا مخصوصا فامیلای شوهرم اینطورین ک تا لحظه آخر میگن کاش بچه پسر باشه🥲یعنی واسه ما فرقی نداره حتی یک درصد
ولی کلا اینا اینطورن
مخصوصا یکی از خواهرشوهرام؛ جاریم که پارسال حامله بود بچش دختر بود فک کن تا ماه آخر هم حتی ولش نمیکردن میگفتن ما فک میکنیم پسره حتما سونوگرافی اشتباه کرده و..... میرفتن رو اعصابش همه جوره😣😣
واسه همین مسائل گفتم نگم تا بعد از nt والا اگه دست من بود نمیزاشتم تا موقع آنومالی بعد بفهمن ولی خب شوهرم نهایت تا یکی دوماه دیگه صبر کنه بعد میگه چون میریم شهرمون میفهمن

با هم‌چنین آدمایی چطور برخورد کنم؟؟؟
گلم توی خونه یوگا میکنی
متأسفانه از هرچی غذا متنفر شدم🥴
تو ماه های آخر هم یه آهنگ ملایم رو مرتب گوش کن بعدا باهاش راحت میخوابه تجربه سر بارداری قبلی...موقعی که تو دستگاه بود واسه زردی گریه که میکرد اون اهنگ که تو بارداری زیاد گوش داده بودم تا میذاشتیم آروم میشد...
من از اوما پکیج گرفتم ولی خدایی انجام ندادم دوس دارم فردا برم تو محیط کنار بقیه مامانا باشم ولی پیاده روی روزی ۱ساعت تا ۱ساعت و نیم دارم
من تا ۱۴ هفته خیلی حالم بد بود بعدش خوب شدم
الهیییی عزیزمممم😍
منم الان خودم سوال پرسیدم از بقیه نظر خواستم بدونم چکا کنم از این هفته به بعد خودم چاق نشم ولی بچه وزن بگیره ..😅 البته تقریبا خودم همه چیو میدونم ولی سخته تو این شرایط جلو شکمو بگیری😂
اما واقعا میخوام عملیش کنم چون چاقی زیاد هزارتا عوارض داره من بارداری قبلیم تو ۷ ماه دیگه وحشتناک ورم داشتم و بینی و صورتم چاق اصلا یه وضعی بود ولی الان خیلی مراعات میکنم خداروشکر فعلا خوبم ولی هنوز میترسم مث اون موقع بشم خیلی بده کمردرد شدید زلنودرد شدید همه ی اینا گرفته بودم
عزیزم
من که تقریبا از همه چی متنفرم از بوی غذا و خود غذااا😭😭😭🤢🤢فقط با سوپ زنده ام و خیار و گوجه
راستی از ماه ۳ به بعد هرروز شکمو چرب کن از ماه ۷ شکم بند بارداری بزن حتما یه صندلی اپن یا ۴ پایه بذار تو آشپزخونه کاراتو بشین برا آشپزی بشین کارای خونه زیاد خم و راست نشو ...و تو حمام هم یه ۴ پایه بذار در حد صندلی باشه بشون رو اون کاراتو بکن داشتو بگیر بیا بیرون کلا مراعات کن...من تو حاملگی قبلی اصلا رعایت نکردم حسابی اذیت شدم تو این یکی دارم همه این کارارو میکنم
اشکال نداره طبیعیه من تا هفته ۱۴ بدترین نوع ویار که تلخی شدید دهن بود داشتم حتی تو خواب اب دهنمو قورت نمیدادم انگار زهر مار بود همه جا یه لیوان یبار مصرف باهام بود اب دهنمو خالی میکردم چون انقدر تلخ بود که اگر قورت میدادم با اون ضعفی که داشتم قطعا بالا می‌آوردم تقریبا روزی یبار یا دوباره بالا می‌آوردم ضعف شدید همش لرز دهنم سرویس شد بخدا
ببین اگه یکبار جدی ولی محترمانه جوابشونو بدی مطمئن باش دیگه نمیپرسن.مثلا اگه کسی گفت خیلی جدی بگی انشالله خدا به خودتون هر چی دوست دارین بده منو همسرم جنسیت بچمون برامون فرق نداره دختر یا پسر،خودمون اظهار نظر نمی‌کنیم شماهم لطفا تو کار خدا دخالت نکنید.
من بعد 5 سال از عروسیم تصمیم گرفتم بچه بیارم و این تو فامیل ما و همسرم واقعا قفل بود😂. یکی از اقوام همسرم معروفه به فضولی، هر دفه منو میدید می‌چسبند بهم که بچه بیار دیگه نکنه مشکل داری، چیکار میکنی بیکار تو خوتت و...... . منم یکبار تمام جرئتمو جمع کردم و تو جمع جدی گفت تو مسائل و تصمیمات خصوصی زندگی من دخالت نکنید لطفا. جوری دهنش تو جمع بسته شد که الان تو هر جمعی منو میبینه فرار میکنه تو دید نباشه😂😂😂😂. بقیه هم درس گرفتن که نباید دخالت کنن.هرچند این اخرا شنیده بودم پشت سرم گفتن من نازا ام که بچه دار نمیشم🤣
سلام برمیگشتم به حرفای بقیه اهمیت نمیدادم حرص و جوش کمتر میخوردم
سلام
احسنت
همون لحظه اگه جواب بدیم نه تو دلمون میمونه که بشه کینه
و نه این که طرف بخواد رفتارش رو تکرار کنه
واقعا اینجور مسائل به دیگران مربوط نیست
کی میخوای بچه دار بشی
جنسیت بچه ات چیه
من باردار که میشم به کسی نمی‌گم تا وقتی از رو شکمم بفهمن و بپرسن بارداری بگم بله
جنسیت هم بپرسن
میگم خدای مهربون لطف کرده و رحمت بهم داده
اینجوری وقتی میگی خدا داده طرف نمیتونه چیزی بگه
تقریباً از همون اول باهاش حرف می‌زدم و دیگه از ۱۸ هفتگی که جنین می‌شنوه، روز به روز بیشتر باهاش حرف می‌زدم.
کاری نمونده که تو بارداری انجام نداده باشم
فقط دوران کرونای لعنتی بود
و من کلاس های قبل زایمان رو نتونستم برم و خیلیییییییی بی تجربه بودم وقتی بچه اومد
با اینکه کلی کتاب خوندم ولی عملی یه چیز دیگه بود

بارداریمم همون اول هفته اول مادر شوهرم خودش فهمید از رو مژه (حرفو حدیث قدیمیا) اونم زن دایی شوهرم گفته بود بهش

مادرمم نگقتمش چون دوس نداشت زود باردار بشم
خاله م بهش گفته بود بعد دو ماه
نمیدونم دقیقا چه کارایی..

من هر دو بارداریم رو ۴ ماهگی گفتم و اولین نفر بعد شوهرم ، خواهرم بود
مبارک باشه خانم🥰
من برگردم عقب لم نمیدادم درست مثل ادم میشستم که الان درگیر کمر درد نباشم🥲
من کار نمیکردم. کل بارداریام بخاطر وسواس خیلی کار میکردم. پسرم سه هفته زودتر دنیا اومد
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه