Ooma
پرسش (1405/04/28):

بیاین توروخدا. خیلی فوریه... دو راهی: شرکت زدن یا شرکت بقیه کار کردن

بچه ها من آزمایشگاهی ام.
چندسال هم تهران تجربه کار شرکت تجهیزات آزمایشگاهی داشتم. اونقد فروشم خوب بود که کمتر از یکسال کاری، مدیرفروش شرکت شدم. حتی بعد از خارج شدن از تهران چندماهی دورکاری براشون کارمو ادامه دادم. وقتیم قطع همکاری کردم به اصرار خودم بود‌ و الا همچنان تمایل به همکاری داشتن. حتی از راه دور.
الان در شهرستانی که هستم یک شرکت کوچک تجهیزات آزمایشگاهی هست که برا کار کردن رفتم اونجا صحبت کردم.
بسیار ضعیف ان و طی چندسال فعالیت، تعداد مشتری هاشون فقط سی تا مرکزه. درصورتی که من بواسطه کار قبلیم بیش از ۳۰۰ تا ارتباط خوب با آزمایشگاه ها ساختم که براحتی میتونم باهاشون مجدد کار کنم چون کارمو دیدن و کامل میشناسن و ارتباط کاریمون قویه.
این از بحث مشتری و مرکز.
از طرفی شرکتهای تولید کننده که باید تجهیزات آزمایشگاهی ازشون بخریم رو هم میشناسم و اشراف دارم.
وقتی رفتم شرکت اینجا رو دیدم، دیدم خیلی ضعیفن و خیلی در سطح معمول دارن کار میکنن و منو هم بخاطر همین تجارب میخان استخدام کنن که سطح کار و تعداد مشتری ها بالا بره. حتی لیست مشتری ها همگی دستیه و یه فایل اکسل درست نکردن که با یه سرچ برسی به اون مرکز!
چون تعداد کم بوده همه چی رو دستی دارن جلو میبرن. و من خیلی کارها بلدم که تعداد و سطح کار بالاتر بره.
وقتی اینارو برا همسرم توضیح دادم دو دلم کرد. گفت تو که میخای بری اونجا، مشتری از خودت باشه، از بیس همه چیو سیستمی کنی و رونق بدی، سبد خرید رو گسترش بدی و... چرا کارمند یه شرکت دیگه بشی، خودت شرکت خودتو بزن.
حالا از عصری مثل خوره افتاده توی سرم که مستقل شرکت خودمو بزنم و تجربه و ارتباطاتمو صرف شرکت دیگه ای نکنم. از طرفیم رفتم اونجا حرف زدم قرارداد نوشتم، روم نمیشه بگم نمیام. میخام مستقل کار کنم.
چیکار کنم بچه ها؟؟؟؟؟؟

شرکت زدن هم آسون نیست. هزینه داره، دوندگی ثبت کردن داره. نمایندگی گرفتن از چندین شرکت مادر میخاد.. ولی خودم فکر میکنم بتونم از پسش بربیام. چون از مدیریت این شرکت شهرستان خیلی جلوترم، علتش هم کار کردن با شرکتهای بزرگ بوده.
از طرفیم میترسم برم توی کار و بفهمم خیلی خوشبین بودم و اینقدم راحت نبوده و ....
از طرفیم زورم میاد همه تجربه و ارتباطاتمو بذارم وسط، بعد یه درصد کمیش به خودم برسه، بقیش بره برا مدیریت اون مجموعه.
عزیزم اگر بخوای واقع بینانه فکر کنی، تا شرکت خودتو ثبت کنی و کلی کارهای اولیش رو انجام بدی، و حالا هزینه ای ک من نمیدونم چقدره بزاری حداقل یک سال باید بچرخی ، چون نامه نگاری و کاغذ بازی و اینا داره، اما بعد از یکی دوسال قاعدتا میتونی جای پاتو محکم کنی و با توجه به تجربه های قبلیت کارو ببری جلو، ولی بدی ماجرا اینکه اگر هرجایی به مشکل بخوری تنها باید حلش کنی، اونم تو وضعیت الان ک همه ی شرکتا با چک دارن کار میکنن، تا بخوای وصول کنی داستانش طول میکشه
اما اگر بری اون شرکت دیگ، میتونی بهشون پیشنهاد بدی ک من به این شرط میام ک حقوق ثابت به اضافه ی درصد و اینا ، حالا هر جوری ک خودت میدونی درصدش به نفعته
نه تهران که بودیم با داداشمو زن داداشم یه شرکت تجهیزات آزمایشگاهی ثبت کردیم. سخت نبود، سریع هم پیش رفت.‌ یعنی مشکلم ثبت کردن یک شرکت نیست. منظورم در ادامه کاره. که فک کن شرکت به اسم خودم زدم ، حالا میخام کار رو استارت بزنم. اینجا به بعدشو میگم
چرا نمیری منشی همسرت بشی؟
هم سرکاری هم حقوقت داری هم کنار همسرتی
من تو حوزه ی کاری تو رو نمیدونم ولی الان شرایط ایران یجوریه ک هیچ کس ریسک نمیکنه، قصدم خالی کردن دلت نیس، ولی اگر قصد شرکت زدن داری الان وقت مناسبی نیست، با این جنگ اصلا هیچ چیزی مشخص نیس، شرکتای رده بالا هم دارن تو این وضعیت اقتصادی کم میارن، هرکی رو میبینم میگه چکام پاس نمیشه، نمیدونم تجهیزات آزمایشگاهی چجوریه ولی به این قضیه هم فکر کن
آخه درصد هم مثلاً در بهترین حالت بگه ده درصد هر فاکتور مال تو. ولی ۹۰ درصد کاری که صفر تا صدشو خودم کردم میره توی جیب اون...
قشنگم من این همه درس خوندم، فوق لیسانس خون شناسی گرفتم بعد برم صرفاً منشی دکتر بشم؟؟ هرچقدم اون دکتر همسرم باشه.. وقتی میتونم کارهای خفن تر بکنم منشی بودن به چه دردم میخوره آخه!
تجهیزات آزمایشگاهی نیاز همیشگیه. در جنگ فروش شرکتهای تجهیزات آزمایشگاهی بیشترم میشه. کلا در زمان های بحران، مثل کرونا، زلزله، جنگ و.... کادر درمان پر کار تر میشن. آزمایشگاه ها و بیمارستان ها که نمیتونن ببندن. اتفاقاً نیازشون بیشترم میشه.
کار پر ریسکی هست اگ میدونی از پسش برمیای از کم شروع کن
یهو کلی سفارش نگیر و کلی چک بیرون نده
راهی ک تو ی سال باید بری برای پیشرفت رو بزار برا 2 سال ولی خب تو روند پیشرفت باش
نه. از قبل لازم نیست خرید بزنی. پیش فاکتور درخواست آزمایشگاه رو میگیری، طبق نیاز اون خرید میزنی براش میفرستی..
خب ایجوری ک مثل یه واسطه هستی و فکر نکنم مشکلی برات پیش بیاد
فقط باید مشتری های خوب و دست به نقد رو تور کنی
بنظرم از پسش برمیای با توجه به تسلطت
ببین خیلی بحث درآمد برام مطرح نیست. همسرم که کلا تا چند روز پیش میگفت نمیخاد کار کنی. وقتتو بذار برا خودت. ولی من نمیتونم کار نکنم. برا همین رفتم با اینها صحبت کردم. که کار کنم.
ولی دیدم در سطح معمول رو به پایین هم این کار سود خوبی داشته براش. فک کن اگه قوی تر کار کنه چی میشه.. در خودم اون پتانسیل قوی تر کار کردن رو میبینم. حتی خواهر خودم بیکاره میتونم بعداً بیارمش کمکم فاکتور ثبت کنه و اینها، حقوق هم بگیره ازم... ولی انگار هنوز دلم قرص نیست. چون همیشه برا شرکتهایی که زیرساخت ها آماده بوده کار کردم. الان خودم باید زیرساخت ها رو آماده کنم.... براهمین نمیدونم دقیقاً چه راهی جلومه.
شرکتهای تجهیزات آزمایشگاهی اکثراً واسطه هستن. تولید کننده کمه. من با شرکت واسطه کار کردم، با تولید کننده و تامین کننده هم کار کردم. منم بخام شرکت بزنم، شرکت پخش و واسطه میشه.
از زیرساخت ها هم اطلاعات داری؟
براهمین زورم میاد برم شرکت اون. چون هیچ مشتری نداره. خودم میخام مشتری براش بیارم. خودمم براش فاکتور کنم بفرستم... اون فقط میخاد لیستی که من بهش میدم رو تامین‌کنه برا مشتری من. خب میگم همین کارم خودم بکنم. چرا زحمت و تجربه خودمو بدم به یکی دیگه.‌
اره متوجهم
قطعا هرکاری ک بخوای شروع کنی خودت سختی رو داره ولی اگ اعتماد کنی ب خودت و باعلمش پیش بری موفق میشی
کم و بیش. همین قسمتش منو ترسونده. ولی همسرم میگه وقتی یه فرد ضعیف تر تونسته، تو بهترشو میتونسی فقط به خودت اعتماد نداری.
شرکت ثبت کنی اگ دردسر نداره ثبتش کن بلاخره یه روزی نیازت میشه
تا این چند وقت هم ببین شرایط کشور چطوره
اون زیرساخت هایی ک میگی روشون فکر کن ببین راهکارشون چیه
دقیقا اون ک اطلاعاتش ب اندازه شما نبوده تونسته پس شماهم با تلاشتون میتونی
میتونی هم با اون شرکتی ک قبلا کار کردی اگ ادمای خوبی هستن و صادقانه میتونن کمکت کنن ازشون کمک بگیری
تازه اون آقا با مدرک لیسانس علوم آزمایشگاهی این کارو شروع کرده. حتی گفت شماره خیلی از آزمایشگاه هارو از گوگل و ۱۱۸ و اینها یا با مراجعه حضوری میگرفتیم. حالا من در کار قبلیم، لیست کامل آزمایشگاه های کشور، با شماره موبایل دکترش و شماره موبایل تمام افرادی که اونجا کار میکنن رو دارم. اونا اینو هم ندارن‌. و من برم اونجا قطعاً از این لیست خیلی مشتری میشه درآورد.....
اونا دانش بنیان و تولید کننده انحصاری ان. زمینه کارشون با شرکت پخش متفاوته. مجوزها و نوع ثبت و اینها کلا متفاوت میشه
اها
الان چون چیزایی که در اختیار دارم، بیشتر از چیزاییه که اون داره، میتونم موفق تر باشم. ولی چون مستقل کار نکردم انگار صد درصد اعتماد ندارم به خودم🫠
و یه مسئله هم اینه که به اون چطوری بگم نمیام، میخام بیزینس خودمو راه بندازم.... روم نمیشه آخه.. چون رفتم حرف زدم. کلی ابراز امیدواری کرد که با وجود شما مجموعه خیلی پیشرفت میکنه و.... الان خجالت میکشم انگار .
من وقتایی ک روم نمیشه چیزی رو از طرف خودم بگم، میندازم سمت همسرم، میگم همسرم موافق نیس، حالا بیچاره شوهر من خیلی وقتا روحشم خبر نداره😁
عزیزم وقتی انقد تو دوراهی موندی یه مدت به خودت استراحت بدی تا بتونی یه تصمیم خوب و بجا بگیری یکمم اوضاع مملکت اروم بشه بعد یه فکر خوب و عالی میکنی نگفتم که همیشه بمون منشی
ادم یهو تو یه موقعیت یه تصمیم میگیره تو هول و ولا بعد میبینه درست نبوده ولی یه مدت استراحت کنی سبک سنگین کنی همه جوانب بسنجی پولتو مکانتو در کنار اون استراحت کنار هم بچینی بعد بری تو دل کاری که به نظرت بهترینه
به نظرم شرکت خودت رو بزن ،به امتحان کردنش می ارزه که بعداً توی دلت نمونه...
چون اعتماد به نفسش رو دارین پس قطعا موفق خواهین بود
سلام لیلا جان، چند روز پیش تاپیک زده بودی به نظرتون کار کنم یا به حرف همسرم گوش بدم و استراحت کنم، آفرین چه زود پرانرژی مسیرتو پیش گرفتی 💪💪💪

اگر نیروی دور کار خواستی لطفا بگو من رزومه بفرستم برات 😁
شرکت خودتو بزن
عزیزم اگه الآن بری پیش اینا کار کنی و همه اطلاعاتتو بهشون بدی بعد چند سال پشیمون میشی و میخوای شرکت خودتو داشته باشی در حالی که این شرکتی که خودت بزرگش کردی میشه رقیبت.
اگه از نظر مالی مشکلی نداری شروع کن تهش اینه که به خواسته قلبی خودت بله گفتی
ممنونم
آره.. همه گفتن کار کن. حتی اگه نیاز مالی نداری. منم دیدم کار درست همینه.. خیلی ممنون عزیزم ❤️ حالا کار کردن حل شد. بین دوراهی کارمند شرکت شدن و استقلال کاری گیر کردم دوباره 😀😀😀
یادم میمونه حتماً 💕
منم دقیقاً به همین فکر میکردم که رقیب خودمو خودم تغذیه میکنم که👌👌
شرکت بزن اقا
سلام دوست عزیز
با این اوصاف
پتانسیل شرکت زدن برای خودت بیشتر مطرحه
اگه من بودم قطعا شرکت خودمو میزدم چون به شخصه مستقل کار کردن رو خیلی بیشتر دوست دارم
خصوصا که کمی تجربه برای کسی کار کردن رو داشتم و خب خوشم از مدیریت نیومد چون به شدت خودخواهانه بود و نفع جمعی نداشت ،همه چیز برای خودش بود

ولی شما در سطح تخصصی تری میخوای فعالیت کنی
یه دو دوتا چهارتایی هم بکن و تجاربت رو با شرکت هایی که باهاشون کار کردی و زمانی که کارمند بودی رو یاداوری کن ببین با چه چالشایی رو به رو بودن و اگه خودت تو اون موقعیت قرار بگیری میتونی در نهایتِ کنترل روحیه از اون چالش عبور کنی

و ایا میتونی به اندازه کافی برای خودت وقت بذاری و سفر و زندگی و... همچنان داشته باشی
امیدوارم در هر صورت موفق و سربلند باشید برای ایران🌹
خیلی ممنونم عزیزم. آخه به این مدیریت چی بگم؟ قرارداد امضا کردم روم نمیشه بگم نمیام🫠 شما بودین چی میگفتین؟
رو نشدن نداره
بهشون زنگ بزن
بگو با عرض معذرت
نمیتونم بیام
همسرم گفتن فعلا دست نگه دار
آخه میدونی، چند روز پیش زنگ زدن که برم پیششون. رفتم. کلی صحبت کرد ولی من قول همکاری ندادم، گفتم حالا بررسی کنم خبر میدم. چند روز بعد بهش پیام دادم که همسرم نظرش اینه فعلآ کلا کار نکنم. قسمت نیست همکاری کنیم و اینا. اونم آرزوی موفقیت کرد و گفت هروقت تونستی بیا و....
چند روز بعد خودم پیام دادم که اوکی ام با کار کردن. استقبال کرد گفت بیا بیشتر حرف بزنیم. رفتم و قرار شد از اول مرداد برم. حالا دوباره با چه رویی بگم همسرم گفته نه. بعد باخودش نمیگه مسخره کرده مارو...
و واقعاً هم رفته بودم که باهاش کار کنم. ولی وقتی سیستم شرکتش رو دیدم، دیدم خیلی ضعیفه و خیلی چیزارو خودم باید بنا کنم. و حتی مشتری بیارم براش. دو دل شدم کلا.
سلام عزیزم ان شاءالله موفق باشی😍
بگو نمیتونم بیام کلا، ی مدت استراحتم😁طرفم ب خودش میگه حاملس و بیخیال میشه
شایدم خدا شما رو سر راهشون قرارداده ک کارشون گسترش پیدا کنه
ممنونم عزیزم. آخر همین رودربایستی منو میکشه. چون یبار گفتم نمیام، بعد دوباره خودم رفتم گفتم اوکیه میام. الان باز بگم نمیام نمیگه خانوم چقد بی ثباتی😀🫠🫠
آخه چرا باید با زحمت یکی دیگه، یه مجموعه دیگه گسترش پیدا کنه و یک صدم اون سهم خودت بشه!
چاره ای نیس😂بگو اقا ببخشید حامله ام نمیتونم فعلا کارکنم
😀😀😀
نمیدونم واقعاً چی بگم..
شاید پیگیری نکنن اگه ازشون خبر نشد توهم راحت تری
نه بابا اون تمام این یکسالی که کار نکردم ولی اینجا بودم، مدام میگفت بیا . حداقل بیا بهمون سر بزن. بیا شرکت رو ببین.... اونموقع ۲۵ تا مشتری داشت. الان بعد یکسال شذه ۳۰ تا. براهمین دنبال اینه منو ببره
بنده خدا ایشالله کارشون رونق پیدا کنه و کار شما هم بسلامتی و دلخوشی باشه😍🥰
من واقعاً رفته بودم که همکاری کنم. مثلاً توی صحبت های اولیه اش میگفت تو بیای بعنوان کارمندم نمیای، به عنوان همکار خودم میای اینجا و... ولی درمورد حقوق مزایا که بحث شد، هی گفت انتظارم اینه که با وجود شما اتفاق های خوبی برا شرکت بیفته. و حقوق ثابتمو بیشتر از پرسنلش گفت، ولی درمورد پورسانت اصلا درصد و عدد مشخصی نگفت. درصورتی که من منتظر بودم بگه شرکت از من، مشتری ها از تو، حالا نمیگم بگه ۵۰ ، ۵۰. ولی حداقل میگفت هر مشتری که خودت آوردی سفارش هاشو خودت گرفتی، و خودتم فرستادی، n دذصد فاکتورها مال خودت. اصلأ واضح اینو نگفت. فقط میگفت من ارزش کارتو میبینم و....
و حتی من وقتی گفتم با موبایل خودم کار میکنم چون مشتری هام همه شماره خودمو دارن میشناسن نمیخاد زنگ بزنم هی معرفی کنم. و اون انگار احساس خطر کرده باشه گفت نه فقط با موبایلی که شرکت در اختیارتون میذاره کار کن.
دقیقا حقم داری اگه ازش خبری شد ب نظرم حرف دلتو بزن بگو من از خودم مطمئنم و توقع دارم ک پورسانتم خیلی بالا باشه و...همینایی ک الان میگی رو بهش بگو
باید از خداش باشه اینجوری ک
کار خودت و شروع کن پر قدرت هم ادامه بده ایشالله موفق میشی 🍀🍀👋👋
همه نگاهش این بود که تو فلان کارو کنی اونا هم پیش خودشون میگن وووووه چه شرکت خفنی و فلان.
یعنی همه فکر و ذکرش درگیر پیشرفت شرکت خودشه. منم واقعیت زورم اومد همه چیمو بذارم در اختیارش. فک کن یه سال دیگه تصمیم گرفتم خودم شرکت بزنم، دیگه رقیب خودمو بزرگ‌ کردم... من مثلاً گفتم برا ارتباط با مشتری چرا از فلان نرم افزار استفاده نمیکنید؟ حتی اسمشم نشنیده بود و گفت ایده خوبیه بهش فکر میکنم، خودت راهش بنداز و...
باخودم گفتم من اگه بخام همه چیو از پایین راه بندازم بیاد بالا، خب خودم شرکت میزنم
انگار از بخش هاییش که برام کوره و دقیقاً نمیدونم چطوریه، میترسم.
همسرم میگه اصلأ نمیخاد بهش بگی میخای شرکت بزنی‌. فقط بگو نمیام.
ولی اینجا شهر کوچکه. به محضی که شرکتم ثبت بشه میفهمه. خب همکاره، زشت نیست؟؟ مثلاً فک کنه من دورش زدم و....؟؟
از طرفیم همسرم میگه تو شروع کن شرکت خودتو بزن فوقش دیدی نمیشه نمیتونی یا نمیصرفه، ادامه نمیدی.‌.
خب اگه اینجوری بشه باز تنها گزینه کاری، کار کردن با همین آقاست. دیگه عمرا روم بشه برگردم پیشش😀😀
کار از خودت باشه خیلی بهتره خداروشکر شیوه ی کارشم بلدی و راحتی
ب امید موفقیت های بیشترت عزیزم
نترس تو میتونی
تا بیشتر فکر کنم بهش.. تا شنبه وقت دارم فقط 🫠
اگه ی درصد نمیتونستی ب ذهنت نمیومد همچین کاری، پس میتونی ک تو ذهنت اومده و بقیشم برو جلو و ترس ب دلت راه نده
سلام خوب معلومه همسرت درست میگه شرکت خودتو بزن خودت برای خودت کار کن مطمئن باش هیچی نمیشه پیشرفت میکنی حداقل چند نفر زیر دستت کار میکنن همه چی دست خودته وقتی یه فکری میفته توی سرت مطمئن باش خدا درتو توانشو دیده که این فکرو انداخته توسرت
من بودم شرکت میزدم و خودم رئیس خودم میشدم همه چیم دست خودم بود
حیف نیست اون همه تجربه و مشتری که برای خودت باید کار کنه بره واسه غریبه؟
سلام وقت بخیر
شما میتونید صدتون رو اونجا نگذارید دلیلی نداره لیست همه مشتری های شرکت قبل رو براشون ببرید، میتونید یک بخشی از اطلاعاتتون رو اونجا مصرف کنید
نکته بعدی اینه که داده های اون شرکت قبلی هم پیش شما امانته به نوعی
و اینکه درسته که کارفرما شدن اورده مالی بیشتری داره ولی زمانی که باید بگذارید، دلسوزی که باید بکنید، زحمتی که باید بکشید هزاران برابره، حرص و استرس کار وقتی شما کارفرما هستید اصلا با وقتی که کارمندید و از مجموعه که خارج میشید وقتتون دیگه برای خودتونه قابل مقایسه نیست، قضیه بام و برفه، اگر تو توان خودتون میبینید مدیریت یک مجموعه رو خوب باید از جایگاه کارمندی بیاید بیرون
عزیزم داده های اون شرکت قبل از قبل نبوده که. اون داده ها حاصل بازاریابی و مأموریت های خودم بوده براهمین الان دراختیار خودمه.
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه