Ooma
پرسش (1400/05/02):

شماره تماس یک مشاوره خوب خانواده

سلام خانما
نیاز به شماره تماس ی مشاور خانواده خوب دارم که بتونم تلفنی(حضوری نه) مشکلاتم رو مطرح کنم
راستش در ظاهر با شوهر هیچ مشکلی ندارم ولی زندگیم شده پر از مشکل و حرفا و ناراحتیایی که نمی تونم حلشون کنم
با هر ناراحتی من اشکم در میاد و قهر میکنم ومیام تو اتاق خواب و همش گریه میکنم و شوهرم هم ب این روال عادت کرده و کوچکترین تلاشی برای آروم کردن من نمیکنه حتی الان که حاملم!
کوچکترین حرفایی که تو عصبانیت بهم میزنه یادم نمیره و کینه میشن تو دلم و اون میدونه من از چی ناراحت شدم ولی هیچ تلاشی برای رفع مشکلاتمون نکرده
از طرفی من روز اول گفتم من به سیگار کشیدن حساسم اگه همسرم سیگار بکشه ی روز هم باهاش نمیمونم و الان شک کردم
و خیلی مسایل دیگه
و متاسفانه خودم نمیتونم خوب حرف بزنم و تازه هر وقت حرف زدم شوهرم شروع به داد زدن که و دعوامون شده
میخوام با ی مشاور خوب صحبت کنم و اینکه با شوهرم هم حرف بزنه که مشکلاتمون رو قبل از به دنیا اومدن بچه حل کنم وگرنه نمیتونم اینجور زندگی کنم

سلام عزیزم من به این شماره زنگ میزنم خیلی خوب راهنمایی میدن.1480
این شماره رو بگیرید و مشکلتون رو بگید به صورت رایگان مشاوره میدن.زیر نظر بهزیستی هست گلم خیلی هم با حوصله هستن
سلام مرسی
شماره تماس خصوصی ندارید
نه عزیزم .ندارم من همیشه با این شماره تماس میگیرم درهمه زمینه ها مشاوره میدن و وصل میکنن به مشاور همون زمینه
مرسی عزیزم
منم درست همین مشکل رو دارم .دیگه نه گریه هام براس مهمه نه سلامتی خودش سیگار که میکشه خیلی زیاد و گریه هاوناراحتی منم تمومی نداره
خیلی پشیمونم ای کاش روز اول بهش بی اعتنایی میکردم .مردخا لج بازن و هر چی بگی نکن اونها بد تر میکنن و جوری به نظر میاد که انگار دوستمون ندارن
نمیدونم چکار کنم هر بار میگم دیگه گریه نمیکنم و محکم برخورد میکنم ولی دست خودم نیست!
منم همینطور
کاش من روز اول بجای بغض و گریه محکم برخورد میکردم که الان خودم زجر نمیکشیدم
به چند نفری از خانواده ام که میگم .میگن مردها همین جورین .گیر نده .به توچه .هر چی میام بیخیالتر شم بد تر میشم الان تپش قلب و میگرن وکم بود هر روز از شدت ناراحتی و حرص خوردن سرگیجه هایی مکرر گرفتن
نمیدونم چ راهکاری بکار ببرم دوست ندارم با حضور بچه زندگیم باز اینطور باشه
تو ام بچه ات کوچیکه
عزیزم شاید تو زیاد حساس شدی
من به هیچکی نگفتم و نمیگم
حاملم و هنوز بدنیا نیومده
چون بارداری منم تو بارداری هرچی میشد گریه میکردم ولی شوهرم نمیذاشت ادامه بدم چون من اگه گریه کنم تا از حال نرم بس نمیکنم
اره واقعا ادم حساسیم این رو روز اول بهش گفتم من ادم شدیدا حساسیم
هیچ فرقی نمیکنه براشون چه گریه چه برخوردمحکم اونها نمیخوان که ما اینو ازشون ایراد بگیریم .یا چیزهای دیگه رو .مثل بچه هایی که برا جلب توجه همه کار میکنن .کمبود محبت دارن و قتی ام محبت زیاد میکنم چون تو عنرش اینقدر تحویلش نگرفتن بلد نیست چطور جواب بده باز رابطه مون بد تر میشه
بدبختی من قبل بارداری هم اینطور بودم الان شوهرم اصلا براش مهم نیست من ناراحت بشم و گریه کنم حتی تو حاملگی
خیلی بده اینطوری سنتی ازدواج کردین گلم؟
راهکار چیه😭
اره سنتی هرچند من از خیلی وقت پیش بهش علاقه داشتم
والا راهکارو نمیدونم شوهرت نباید بذاره تو اشکت دربیاد مخصوصا بخاطر بچه
میگن مردها از گریه زن بعد مدتی خسته میشن و عادی میشه براشون
😭😭
این دپران برا من جهنم بود .همش فکر و خیال برم میداشت .بعد زایمان هم خیلی اذیتت میکنه ومن الن پسرم پنج ماهشه و هنوزم شبها گریه میکنم .از دیشب به خودم قول دادم که آروم باشم و هر وقت فکرهای بد اومد سراغم آیت الکرسی بخونم
خیلی دلم گرفته
تقصیر خودم بود اوایل اینطور نبود ولی خودن اینقد گریه میکردم برا هر چی عادی شد براش
نباید خودتو ضعیف نشون بدی
عادی نشون. میدن خودشونو ولی مطمعن باش ناراحت میشن .همسر من بیشتر بلد نیست چیکار کنه که آروم شم .اولها میزد بیرون و یه سیگار میکشید تا خودش آروم شه 😂الان بهتر شده میاد کنارم میشنه و آرومم میکنه
عزیزم سعی کن ارامش داشته باشی بخاطر بچت گریه نکن فردا بچت بدنیا اومد هی نق میزنه بچه باید تو شرایط ارومی رشد کنه
وقتی خوبیم همچی گل و بلبله ولی کافیه بخاطر چیز کوچیکی ناراحت بشیم دعوامون میشه و من تمام حرفا و رفتارای این مدتش مثل عقده میاد یادم دیگه نمیتونم اشکم رو کنترل کنم
تازه بهم میگه اشک تمساح میریزی😭
عزیزم این حساسیت تو بخاطر بارداریته وطبیعی .من دقیقا همین بودم .واونم بخاطر بارداری شما و استرس پدر شدن و مسعولیت بیشتر داشتن حساس تر شده وخدا میدونه چقدر فکری آینده میشن پناه میبرن به سیگار
بعید میدونم اینقد بخواد سیگار بکشه میدونه اگه برام محرز بشه واویلا میشه
حالا یه مدت بیخیال شو هرجا خواستی ناراحت بشی یه آیت الکرسی بخون وهیچی نگو چند تا نفس عمیق بکش .مردها از زنهای ضعیف که اشکشون در مشکشونو زود خسته میشن واز زنهای خیلی قوی ام همینطور .سعی کن تعادل داشته باشی
اون باید بارداری من براش مهم بود که نبود و این مدت هم از اذیت کردن من دست نکشید با اینکه میدونست من چقد حساسم
کمی بیخیال تر .من تمام دوران بارداریمو که میتونست خیلی شیرین تر از اینها باشه رو برا خودم زهر کردم
موضوع اینه اونها مثل ما فکر نمیکنن
راستش نمیتونیم در مورد مشکلاتمون باهم حرف بزنیم من جدی بهش گفتم بیا با آبجیت در میون بذاریم ولی دلش نیست الان میخوام با مشاور صحبت کنم
نتیجه من این شد خودم مریض شدم میگرن عصبی وتپش قلب گرفتم .اون هر روز سرحال تر و جون تر میشه
دقیقا براش مهم نیست من روزام و لحظاتم نابود شد و اون اصلا براش مهم نیست
از من به تو نصیحت از همه چیز زندگی برا خوشحال کردن خودت استفاده کن .شوهرت رو دوست داشته باش حتی اگه سیگار کشید بهش بگو برا سلامتی خودش داری میگی وخیلی دوست داری اینو زیاد بگو .دائم بغلش کن وقت و بی وقت وبهش بگو دوستش داری .اون دنبال توجه ولو به قیمت یه دعوا.به بچه ای که تو راهه و تو دائم به فکرشی حسادت میکنه بزار بفهمه که اونو بیشتر از بچه دوست داری
کم محلی نکن که درست نمیشه.به سیگار کشیدنش کم محلی کن .
این همه گریه کردی چیزی درست نشد .یه مدت اینجور باهاش رفتار کن ببین چطوره
اخه مشکل من فقط سیگار نیست مشکلم نوع روابط خودمونه ارتباط نمیتونیم برقرار کنیم باهم
البته در روزایی که باهم خوبیم همچی عالیه ولی کافیه بینمون ی مشکلی ایجاد بشه من گریه و قهر به اتاق خواب اون دعوا و داد زدن و بی محلی به گریه های من
عزیزم همدیگه رو دوست داشتین که ازدواج کردین .که دارین بچه دار میشین
دوستش داشتم و دارم
ولی این وضع برام خیلی ناراحت کنندس
من سه ساله ازدواج کردم و تو این مدت باهمه دعواهیی که داشتم الان به این نتیجه رسیدم .که تمام آرامش خونه دست منه اگه بخوام دعوا مشه نخوام همه چی آرومه
من فقط یکم توجه از اون میخوام اینکه به من و روحیاتم اهمیت بده نه اینکه بیشتر موجب رنجش من بشه
منم سه ساله ازدواج کردم
اشتباه منم همین بود .کمی دوری کن خودت حال خودت و خوب کن سرتو به چیز دیگه ای گرم کن کتاب بخون یا یه چیز دیگه .بزار ببینه که وابسته و افسرده نیستی ببین چطور میاد طرف ات یکم ازش فاصله بگیذ
یک ماه بعد عروسی پدرم فوت کرد .یکسال ونیم بعد بیست روز مونده به زایمانم مادرم و از دست دادم .هنوز نه عید داشتم نه یه تفریح .نه دلخوشی اینقدر افسرده شدم که دیدن بچه تازه متولد شدمم خوشحالم نکرد .وخودت میدونی متلک های خانواده شوهر سر بچه مینداختن که بچه ات ریزه ضعیفه از بس سرش گریه کردم و غصه خوردم
با تمام اینها وقتی بچه ام یک ماهش بود رفتم تا پای طلاق .چون فکر میکردم بهم بی اهمیت شده و دوستم نداره .ولی عزیز دلم مردها مثل زنها نیستن نمیتونن اینقدر راحت ابراز عشق کنن .من خیلی احساسی و اون خیلی خجالتی و سرد .
تازه دارم یادش میدم که باهام حرف بزن آرومم کن که وقتی حرف میزنی آروم میشم .بغلم کن بزار بدونم کنارمی ودوستم داری اگه غذا خوشمزه شده بگو تعریف کن که تشویق بشم .باورت میشه این کارهای ساده رو هم بلد نبود چون کسی بهشون یاد نداده شایدم مسخره شون بیاد ولی تو هرچی آرومت میکنه بالبخند با لوس شدن نه با گریه ازش بخواه .دلش که سنگ نیست مطمعنم بهتر میشه .تو فرهنگ ما پسرها رو بد بار میاذن
از خدا آرامش بخواه .
چقد قشنک حرف میزنی❤
عزیزم خب مشخصه اگه تا دعواتون شد تو گریه کنی عادت میکنه
گریه اخرین ابزاره برا وقتای. بحرانیه
شما زیاد گریه کردی ب دیدن اشکات عادت کرده
اگه فقط در موارد بخصوص و خیلی سخت گریه میکردی همسرت میفهمید ک الان واقعا دلخور و ناراحتی چون هیچ وقت گریه نمیکنی
برو سایت دکتر ساینا هم میتونی ب صورت انلاین و هم تلفنی با مشاور حرف بزنی
دکتر امیر کشاورزی تو شیراز دکتر خیلی خوبیه تو برنامه دکتر تو میشه صبح ها ازش نوبت آنلاین بگیرین باهاش حرف بزنم ولی حرف نداره
چطوری نوبت بگیرم؟
شماره تماس ندارید؟
تو اینترنت بزن اسمشو یا اگه برنامه دکتر تو داری یا اگه نداری نصبش کن داخلش برنامه هم میتونی نوبت بگیری آنلاین
مرسی عزیزم
بفرما عزیزم اینم شمارش
شماره تماس یک مشاوره خوب خانواده
شماره تماس یک مشاوره خوب خانواده